سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رنگین کمان

رنگین کمان
   1   2   3   4   5   >>   >

میان گریه میخندیدم دیشب!

تصورش میکردم

با ناز حرف میزند

و تو مودب و موقر- مثل همیشه -

با جانی خطابش میکنی که جانت در آن پیداست

و لبخند منحصر به فردت را اینبار من میدیدم



نمیدانم لبخندت را دیده ؟

من گریه میکردم و تو میخندیدی



حسادتم را هنوز به خاطر داری ؟

شاید هم فراموش شده مثل خودم!



آتش به جانم انداخت

لبخند و تماس پنهانی ای که سهم من نبود

آتش به جانم انداخت تماسی که سهم من نبود !


دلم برای جان تو کنار اسم خودم تنگ شده !




پ ن : توی یه کوچه تو مطهری جنوبی پارک کردم و برای یه ربع فقط گریه کردم!




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28/2/91 توسط سارا

از این سکوت خسته ام


حرفی بزن


 


از این سکوت خسته ام


 


پ ن : نزدیک بود خیابون صاحب الزمان تصادف کنم خدا پدر راننده ی پشت سرمو بیامرزه بوق زد حواسم سر جاش اومد !




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25/2/91 توسط سارا

کارم شده این شبها


دعا


به درگاه خدا


و ختم قرآن


برای تو


تا خدا


به دلت بیاندازد


حلالم کنی




میدانم چقدر سخت میگذرد


 




دل من هم گاهی


هوای ویونا میکند


نه غذایش را


دلم هوای هوایش را میکند


دل من هم


گاهی


مرور میکند


خاطره ها را




اما امروز


من اینجایم و


تو آنجا




به حرمت احساس 


بگذار پر پروازم باز شود !


آه نکش


زمین گیر شدم




پ ن : هدیه ی تولد تبریک نگفته ام ، بیا و حلالم کن !


 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27/1/91 توسط سارا



هربار زمین میخورم


یادم میاد


چند قطره اشک ریختی ...


یادم میاد ...


پر پرواز پیدا کردم


ولی زمین میخورم


زمین میزنم


بار سنگین حقی که به گردنمه


عاشق شدم


عاشق یکی که به این باورم رسونده 




تاکه از جانب معشوق نباشد کششی.
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.




حلالم کن






نوشته شده در تاریخ شنبه 19/1/91 توسط سارا

تو سکوت کن


من هم


 تظاهر کن


من هم


آخرش این سکوت میشکند


قول میدهم


به نظرت کداممان تیشه برمیداریم ؟


 




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 4/12/90 توسط سارا
   1   2   3   4   5   >>   >
درباره وبلاگ

سارا[58]
به دنبال خودم که میگشتم او را یافتم ! چند وقتی است عجیب عاشقم
sj.mashadi@yahoo.com
bahar 20